مگر می شود در جنگی تن به تن باشیم و ضربت نخوریم؟ حتی ضربه های کاری که هم خود آنها و هم درد آنها عمیق می شود. چه بسا ضربه های عمیقی که بازتاب لحظات هرچند کوتاه لغزش ما است، لحظات خروج از تسلیم، لحظات غرور که شمشیر ما هم به دست ضربه زننده می افتد و او مضاعف ضربه می زند، ضربه های کاری با زخم عمیق، با درد عمیق؛ ضربه هایی که بارها شوکی بوده تا ضربه های بعدی ما قوی تر باشد. ضربه خوردن بد نیست حتی اگر کاری و عمیق باشد.
مهم این است که من می خواهم تسلیم باشم، می دانم بخشنده است، می دانم من خطاکارم، می دانم که ضربه ها از شمشیر خودم بر من می نشیند، باز می خواهم که وسعت سینه ام دهد تا درد را تاب آورم، می دانم که "من"، من نیستم، آرزوی منم.
شاید روزی بیاید که درک کنم اصلا جنگی نبوده که تن به تن باشد.
برچسب: جنگ تن به تن,جنگ تن به تن با,جنگ تن به تن در سوریه,جنگ تن به تن سگ و گرگ,جنگ تن به تن در کوبانی,معنی جنگ تن به تن,درگیر جنگ تن به تنم,بازی جنگ تن به تن,آموزش جنگ تن به تن,فیلم جنگ تن به تن,
نویسنده: ابوالفضل شریعتی