من به لبه های مرز "من" رسیده بودم که بیدار شدم در بیداری، در بیداری خواب میدیدم که می شنوم، بعد از آن بیدار شدم در بیداری، شاید دیگر خوابم نَبـَرد. این بیداری حس خواب لحظه های مرز "من" را با خود دارد، با این حس آشنا، من هم دیگر خواب نمی خواهم... دستانم به فرمان قلبم به ریسمان الهی با آهنگی عاشقانه چنگ میزند، من از خواب بیداری بیدار شده ام.
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل شریعتی